گربه ای روی سن می رود . سنی که می خواهد نمایش سال 86 را بر روی پرده ببرد. آهنگ فیلم پدر خوانده پخش می شود.
تماشاگری که اتفاقا اقتصاد خوانده هم هست این حوادث را یکی پس از دیگری می بیند. ما صدای او را می شنویم و قطعات پایانی نقال نمایش . که گویا با هم تعامل دارند.
نقال : "یاد می گیریم، کم کم یاد می گیریم"
تماشاگر - دقایقی از تحویل سال نو نگذشته که رئیس دولت نهم را در صفحه نمایش تلویزیون می بینیم. او می گوید که سال 85 سال جهش صادراتی است در حالی که واردات تقریبا ثابت مانده است. تعجب می کنم. امسال سالی بود که اکثریت قریب به اتفاق کارشنااسان اقتصادی از روند افزایش بی سابقه واردات به خصوص واردات کالاهای نهایی مصرفی انتقاد کرده بودندو ونسبت به آمار ارائه شده صادرات غیر نفتی به شدت تردید وجود داشت. رئیس دولت نهم می گوید که دیگر قطعنامه ای علیه ایران صارد نخواهد شد، در دلم می گویم امیدورام و به خودم دلداری می دهم. اما دو قطعنامه علیه ایران صادر شد. نمی دانم چرا این جور شد؟
نقال : "یاد می گیریم، کم کم یاد می گیریم"
تماشاگر- سال 86 آغاز می شود. نمی دانم خوشحال باشم از اینکه سال ، نو شده است یا نه؟ وقتی دیدگاه ها فرقی نکرده و وقتی مشکلات هست و عمیق تر نیز می شود، چه سود که سال نو شود. اما ذهنیت های منفی را کنار می گذارم و با روحیه های شاد و با امید به سال نو پیش می روم. اواخر بهار است که زمزمه های سهمیه بندی بنزین شنیده می شود. بنزین در کشوری که دارای ذخایر عظیم نفتی و گازی است برای مردمش جیره بندی می شود و رسانه های دولتی و دولتمردات و مجلسیان با غرور از این تصمیم یاد می کنند. کرایه های ماشین ها زیادتر می شود و به مردم که من هم جزئی از آنم، فشار زیادی وارد می شود. نمی دانم چرا فشار بر روی مردم در حالی که خود دولت مهم ترین اسراف کننده بنزین است، غرو آفرین و شجاعانه خوانده می شود؟
نقال : "یاد می گیریم، کم کم یاد می گیریم"
تماشاگر- اواسط تیرماه خبری می شنوم که بهت زده می شوم. همانند سایر دوستان اقتصاد خوانده ام. همانند اساتید اقتصادم. سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل شد. البته تغییر ماهیت داده بود اما این کار با انحلال این نهاد 60 ساله فرقی نداشت. نهادی که به زعم دولتیان دست انداز تخصیص بودجه بود . با این کار دولت با سرعت بیشتری می توانست پول نفت را خرج کند. خیلی سخت است که بدانی یک کار اشتباه در سطح کلان به اجرا گذاشته می شود و کاری هم نه از تو و نه از اساتیدت بر می آید. نمی دانی چرا این جور شد؟
نقال : "یاد می گیریم، کم کم یاد می گیریم"
نقال : "یاد می گیریم، کم کم یاد می گیریم"
نقال : "یاد می گیریم، کم کم یاد می گیریم"
تماشاگر- اواخر زمستان با ارائه امار بانک مرکزی از تورم همراه بود. بنک مرکزی تورم امسال را 20.2 درصد اعلام کرد. و البته همه ما می دانیم که تورم واقعی امسال بیش از اینها است. نمی فهمم چرا سال گذشته که منتقدان بودجه را تورم زا خوانده بودند و امسال نیز نسبت به بسیاری از تصمیمات دولت که تورم زا بود، هشدار دادند، دولت به آنها وقعی ننهاد؟
نقال : "یاد می گیریم، کم کم یاد می گیریم"
تماشاگر- انتخابات اما به نظرم آخرین اتفاق مهمی بود که سال پر تلاطم 86 به خود دید. فقط یک سوال که نمی فهمم. در حوزه هایی که اصلاح طلبان در رقابت حضور داشتند (102 کرسی) بیش از 40 درصد رای آوردند. آن هم در شهرهای کوچک و و روستاها که کمتر مردم با دید سیاسی رای میدهند. اما چرا در تهران که مردم دید سیاسی تری هم دارند هیچ اصلاح طلبی در لیست نهایی اعلام شده وزارت کشور وجود ندارد. خودم و دوستانم دیدیم که اغلب مردمی که می آمدند به اصلاح طلبان رای می دادند(همانطور که زمان انتخبات دور دوم اغلب دیدیم مردم به احمدی نژاد رای دادند و این مساله ملموس بود). اما چطور یک فرد ناشناس از لیست اصولگرایان بسیار بالاتر از یک اصلاح طلبی که پیشنماز مسجد هم هست و بسیار شناخته شده از طرف مردم تهران، قرار می گیرد؟ مهم ترین نکته این که وزرات کشور بر خلاف دوره های گذشته، لیست رای آورندگان از صندوق های مختلف را ارائه نمی دهد. شاید اگر پرینت صندوق های مختلف ارائه شود مساله شفاف تر و قابل پیگیری تر باشد. اما نمی دانم چرا این اتفاق نمی افتد و ما باید باور کنیم که انتخابات سالم بوده است؟
نقال : "یاد می گیریم، کم کم یاد می گیریم"
گربه از روی سن می رود. موش می آید. آهنگ فیلم پدرخوانده قطع می شود. راستی هر جا موشی باشد، گربه ای هم هست. دوباره موسیقی فیلم پدرخوانده.