هفته گذشته یک اردوی بسیار عالی و علمی را در بندر عباس کذراندیم. دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه چند سالی است که اردویی مخصوص تحصیلات تکمیلی برگزار می کند. در این اردو از بندر شهید رجایی، کشتی سازی ، منطقه ویپه صنایع و معادن فلزی در بندر عباس، منطقه آزاد قشم دیدن کردیم. در این پست و شاید پست های بعدی برخی از نکاتی که آن جا به آنها فکر کردم را می نویسم.
در این پست در مورد رشد بندر شهید رجایی می نویسم. بندر شهید رجایی بندری است با توان تخلیه و بارگیری به صورت کانتینری. یعنی اکثریت قریب به اتفاق بارها به صورت کانتینری حمل و نقل می شود. سپس از این بندر به داخل کشور وارد می شود. بنابراین مواد معدنی و فلزی که به عنوان مواد اولیه برخی از کارخانجات ایرانی هستند از این بندر وارد نمی شود.
کارشناسی که برای راهنمایی ما در نظر کرفته شده بود، این مساله را بیان کرد که بندر شهید رجایی از لحاظ میزان تخلیه و بارگیری جزء 100 بندر بزرگ دنیا نبوده است. اما هم اکنون در رده 71 ام قرار دارد. بنابراین از لحاظ توان تخلیه و بارگیری توانسته پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته باشد. این سوال برای من پیش آمد که آیا باید از این مساله خوشحال باشیم یا نه؟
حال برای پاسخ به سوالم، باید دید افزایش توان تخلیه و بارگیری این بندر، موجب درآمدهای بیشتری برای کشور شده یا صرفا موجب افزایش واردات شده است؟ این بندر 4 فعالیت دارد. یکی واردات کالا، دوم صادرات کالا، سپس ترانزیت و ترانشیپ. مشخص است که اگر میزان صادرات و ترانزیت و ترانشیپ زیاد شده باشد و بنابراین مساله نیاز به گسترش این بندر دیده شده است و منابع مالی برای آن در نظر گرفته شده باشد، افزایش توان تخلیه و بارگیری این بندر موجب خوشحالی است. زیرا در آمد ملی راافزایش می دهد. اما اگر به دلیل فشار افزایش واردات، توان تخلیه و بارگیری بهبود یافته است، نمی تواند موجب خوشحالی باشد. به خصوص اگر به دلیل واردات کالاهای نهایی باشد.
جالب این که وقتی من آمار تفکیکی در مورد میزان واردات و صادرات و ترانزیت و ترانشیپ را خواستم، کارشناس مربوطه فقط گفت داریم اما در مورد این آمار ها بحثی نکرد.
به نظرم یا این آمار به صورت تفکیکی وجود ندارد یا اگر هم هست، در مورد تصمیم گیری چندان موثر نیست. یعنی مسوولان برای تخصیص منابع، به این توجه نمی کنند که پیشرفت در زمینه گسترش بندر خوب است یا نه؟ اگر موجب شده ترانزیت و ترانشیب و صادرات بیشتری صورت گیرد خوب است و گرنه اگر واردات کالاهای نهایی را آسانتر کرده نمی تواند منجر بهخوشحالی شود. متاسفانه مسوولان فقط به این فکر می کنند که در آن زمینه خاص به سطوح بالای جهانی برسند. غافل از این که منابع محدود هستند و منابع محدود فقط باید صرف کارهایی شود که موجب پیشرفت و توسعه گردد. متاسفانه در این اردو فهمیدیم که در مورد فعالیت ها وکارهای لازم برای نیل به توسعه، اولویت بندی صورت نگرفته است. هر دستگاهی یا هر سازمانی فقط می خواهد پیشرفت کند. از نظر مدیر آن بنگاه این نگاه خوب است اما از نظر ملی آیا این درست است؟ این که همه چیز را بخواهیم با هم خوب کنیم در حالیکه از نظرنیروی متخصص و منابع مالی در مذیقه هستیم، موجب می شود در همه کارها کمی پیشرفت کنیم. در حالی که می شد با اولویت بندی پروژه هایی را انجام داد و بعد از اتمام آنها سراغ پروژه های با اولویت پایین تری برویم .
به همین سادگی. مجلس در این زمینه کاری نمی تواند و یا نمی خواهد انجام بدهد. گرچه مجلس در برابر برخی تصمیمات دولت نهم ایستاد اما این ایستادگی ها بسیار ناچیز و در برابر تصمیماتی بوده که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار نبوده است. این که دولت براحتی بی انضباطی مالی دارد و بعد از چندین ماه نمایندگان مجلس و آن هم به طور اتفاقی به این مهم پی می برند اصلا نمی تواند نشانه خوبی باشد. یعنی امکان دارد این دولت بی انضباطی های دیگری هم داشته باشد و دیگران نفهیمده باشند.
مجلس به دلیل همسو نشان دادن خود با دولت در برابر این فعالیتهای دولت به طور قاطع نمی ایستد و نحوه فعالیت محلس به شکلی بوده که بسیاری بر این اعتقادند که ایستادگی های مجلس در برابر دولت نمایشی بیش نیست. زیرا با این ایستادگی ها نتوانسته در برابر مسائل کلان تری مانند بی انضباطی دولت عکس العمل قاطعی انجام بدهد.
در این مورد بیش از آن که دولت مقصر باشد نهادهای نظارتی چون مجلس مقصرند. زیرا دولت هدفش برداشت بی رویه و بیش از حد از منابع است تا به هر نحو ممکن برنامه های خود را پیاده کند. این نهادهای نظارتی هستند که نباید این اجازه را به دولت بدهند. در این مورد (نحوه نظارت مجلس بر دولت ) با تاکید بر برنامه پنجم تحلیلی نوشته ام که در ماهنامه گزارش چاپ شده است. می توانید از http://www.gozaresh.com/Archieve/ViewPara.asp?magNo=96&no=1055 این مطلب رو بخونید.